در دیجیتالی

Take Back The Tech

یک دم ز حقوق مدنی دم بزن ای زن

وین دام سیه سلسله برهم بزن ای زن

این جامه ماتم بدل ما زده صد چاک

صدچاک در این جامه ماتم بزن ای زن

آبستن عیسای تکامل تویی آخر

پس چاک به پیراهن مریم بزن ای زن

بگشای چو خورشید رخ و تیرتجلی

بر دیده نامحرم و محرم بزن ای زن

تا زخمه سازت بدرد پرده اوهام

این نغمه گهی زیر و گهی بم بزن ای زن

با سعی و عمل پرچم اقبال و شرف را

مردانه بسر تا سر عالم بزن ای زن

بر برگ گلت شبنم اشک اینهمه بس نیست؟

دیگر بسرو سینه خود کم بزن ای زن

"شهریار"




لینکدونی
- تغییر برای برابری (

)


دوستان

Warning: include() [function.include]: URL file-access is disabled in the server configuration in /home/digitaldoor/public_html/ecrire/public.php(174) : eval()'d code on line 80

Warning: include(http://rpc.blogrolling.com/display_raw.php?r=71488063b7cde06bdb34c83709850912) [function.include]: failed to open stream: no suitable wrapper could be found in /home/digitaldoor/public_html/ecrire/public.php(174) : eval()'d code on line 80

Warning: include() [function.include]: Failed opening 'http://rpc.blogrolling.com/display_raw.php?r=71488063b7cde06bdb34c83709850912' for inclusion (include_path='.:/usr/share/php:/usr/share/pear') in /home/digitaldoor/public_html/ecrire/public.php(174) : eval()'d code on line 80

بخش ها
- عمومی
- شخصی
- سبز
- علوم
- صلح
- نرم افزار آزاد
- مسایل زنان
- تجربه زندگی
- آشپزی
- ستون در دیجیتالی




پذيرش سايت > مسایل زنان > آزار خیابانی


آزار خیابانی

شنبه 11 اوت 2007, بوسيله ى لیلا


ساعت ۱۲ ظهر است که مانتوی مشکی بلندی را که به قول جادی مثل شنل است را تنم می کنم که برم میزهایی را که برای مهمونی به مادرم داده ام را بیارم.ماشین را از پارکینگ در می آرم. وقتی در پارکینگ را می بندم متوجه می شم که یک آقایی توی ماشینی که دم خونه پارک شده نشسته، در حال پیاده شدن می پرسد که دفتر پستی امروز تعطیله؟ و من هم می گم بعله! امروز تعطیل رسمی است. می گه می خواستم ببینم مشکلی نداره جلوی در پارک کردم. نگاه می کنم ماشین کنار حیابان پارکه نه جلوی در، نه جلوی پل! ماشین را رها می کنه و لبخندی میزنه و میره.

ساعت ۳ بعد از ظهر دارم بر می گردم خونه، این روزها برای کمتر شدن مصرف بنزین اکثر ماشین ها پنجره ها را باز می گذارند و من هم با اینکه برای ایمنی درها را قفل می کنم ولی پنجره ها را کمتر از نصف پایین کشیدم. تو میدان هفت تیر به چراغ راهنما نزدیک می شم سرعت را کم می کنم، احساس می کنم چیزی توی ماشین پرتاب میشه به دستم که روی فرمان است می خوره! ماشین پژو از کنارم رد میشه مردی که حدود ۴۰ سال سن داره لبخند مسخره ای بر لب داره با ناباوری می بینم ته خیاری را که خورده به من پرتاب کرده و همان طور که جلو می رود در آیینه ماشینش به من نگاه می کند. و معنای لغوی "آزار" از ذهنم می گذره و به شهری فکر می کنم که مردان آن با مانتوی تنگی تا سرحد تجاوز* تحریک می شوند.

سردارها و سرهنگ ها کجاست امنیت اجتماعی که از آن دم می زنید؟ که آدم در کوچه خودش آسایش ندار‌ه، در داخل ماشینی با دربهای قفل شده امنیت ندارد.

به هیچ وجه نمی خوام به آقایان محترم توهین کنم ولی باور کنید که خیلی سخته از اول عمرت بهت گفتن اگر ۴ لایه لباس بپوشی و سرت به کار خودت باشه کسی بهت کار نداره ولی ذهن بیمار اونها قبول نکنه که آزار یک جور بیماریه و ربطی به لباس من نداره!

*یکی از دوستان تعریف می کرد که برای توجیه برنامه های امنیت اجتماعی که معمولن به زد و خورد انجامیده اند یک دختری را آورده اند تو تلویزبون که اعلام کنه چون مانتوش تنگ بود اون آقا وسوسه شد و بهم تجاوز کرد. خوشحالم که برنامه های ویژه این رسانه ملی را نمی بینم. ما مردم هم که احمقیم! بیچاره آقاهه خوب حق داشته لباس تنگ را دیده و تحریک شده و تجاوز کرده دیگه!



14 پيامهاى سخنگاه

  • آزار خیابانی 12 اوت 2007 00:38, بوسيله ى نرگس

    من هم اون برنامه رو دیدم.مصاحبه زنده با مرتضوی بود.وقتی خبرنگار از دختره پرسید زمانی که دزددنت چی تنت بود،دلم می خواست میکروفونش رو...میدونید که.;) البته این برنامه از بعد دیگه ای هم کاملآ ناقض حقوق بشر بود، اون هم اینکه چهره متهم رو کامل نشون می داد؛که رفتاریه صد درصد غیر انسانی. هرچند از تلویزیونی که مرتضوی رو به عنوان سمبل عدالت به مردم معرفی میکنه انتظاری بیش از این هم نباید داشت.

    در سايت ببينيد : http://ragbar.blogfa.com

  • آزار خیابانی 12 اوت 2007 22:16, بوسيله ى آرام

    بلههههههه،درسته مساله تجاوز به دختران و یا آزار و اذیت،اغلب به نوع پوشش دختر بستگی نداره( این رو برخی از آقایون بار ها و بار ها ثابت کرده اند؛ حتی اگه دختران، به شیوه طالبانی وارد خیابان بشوند!) ولی همیشه هم، بی ارتباط نمی تونه باشه!

    در سايت ببينيد : تراژدی استاد-دانشجو

  • آزار خیابانی 13 اوت 2007 19:40, بوسيله ى Raouf

    midoonam ke cheghadr zeshteh in kar ha ! ye bar too khiaboon e Ashrafi Esfahani joloye cheshm e man 2 nafar ( motori) be Ma... tikke paroondadn! manham ke ghaati kardam va ba mashine oftadam dobaleshoon va ... vaghean shans avordam ke oonha toonestand ba Motoor farar konanad va man vagarna ye kari dast e khodam miodadam! hichvaght too oo Iran e kharabshode e mariz adam nemitooneh kas o karesh ro tanha befresteh too khiabooon vali inja ( Canada) az roozi ke omadam inghadr rahat boodim az nazar e amniati ke aslan ghabl e moghaieseh niist ba oonja. hatta agar 2 nime shab ham ye khanoom too khiaboon bereh hich tarsi be delsh raah nemireh !!!!

    nemidoonam chi begam !!!!

    • آزار خیابانی 16 اوت 2007 22:45, بوسيله ى لیلا

      رئوف جان! واقعن این مشکلات هر روز ماست. همین خانم آرام که یادداشت بالا را گذاشته در مورد آزار استاد در دانشگاه نوشته. ولی نکته جالب در مورد یادداشت تو اونجاست که نوشتی خیلی شانس آوردی موتوریه فرار کرد. نظر من اینه که موتوریه هم کم شانس نیاورده ها !! :)

  • آزار خیابانی 19 اوت 2007 10:39, بوسيله ى سینا

    ممنون از مطلب شما. بعد از خواندن مطلب شما برای من مشکلات زیادی پیش آمد. در مورد آزار شخص پرتاب کننده ته خیار موافقم که کارش بی ادبی بوده است، اما در مورد شخص دارای خودرو دچار مشکل شدم. مگر برخورد محترمانه ولو برای دوستی آزار است. من از این نظر دچار تناقض شدم که اگر در خیابان خواستم آدرس بپرسم آیا از خانم ها بپرسم یا نه؟ آیا آنها پرسش را آزار می ندارند یا نه؟ اصلا از آن جالب تر شوخی با دوستان (دخترها و بانوان) ازار به حساب می‌آید. فکر می‌کنم که حساسیت زیاد در این مورد ما را از روابط آزادانه دور کند و به همان جدایی کامل زنان و مردان برساند. سینا

    • آزار خیابانی 22 اوت 2007 09:26, بوسيله ى لیلا

      سینا جان حق با توست. راستش وقتی داشتم مطلب را می نوشتم به این فکر کردم که اون آقای اول کار خیلی بدی نکرده و در مورد نوشتن یا ننوشتن اون قسمت خیلی فکر کردم. ولی موضوع اینه که اگر می خواست شوخی کنه یا هر چیز دیگه می تونست خیلی بهتر باشه مثلا اینکه اولش سلام بده! (البته این خیلی خنده دار شد) منظورم اینه که با اون رفتارش یک جوری اینگار من را به استهزا گرفته!

      در مورد این رفتار های به اصطلاح دوستانه من هم فکر نمی کنم آزار خیابانی باشه. مثلا یکی یک بار تو خیابون از من پرسید می تونم با شما بیشتر آشنا بشم و من هم گفتم نه! گفت می تونید بگید چرا؟ من هم گفتم: چون من همین الان همسری دارم که خیلی هم دوستش دارم:) و اون هم رفت و من هم اصلا فکر نکردم مورد آزار قرار گرفتم! نمی دونم تونستم منظورم را برسونم یا نه! راستش نوع برخورد خیلی مهمه. اگر بخوام مثال بزنم از خود مطلب بیشتر میشه. همین دیروز یک آقایی تو خیابون اصرار داشت که ماشین من به ماشین اون خورده و ما باید وسط خیابان وایستیم که پلیس بیاد و من مطمئن بودم که نخورده. عقب که رفتم و بهش گفتم :کو ؟ می خنده و چشمک می زنه! آزار آزاره دیگه . شاخ و دم نداره.

      • آزار خیابانی 22 اوت 2007 10:37

        چقده سختگيری فمينيست

  • آزار خیابانی 26 اوت 2007 13:06

    ربط دادن علی (علت-معلولی) تجاوز وآزار جنسی به رفتار قربانی(پوشش)یک جعل،فریب و توهین است.دقیقا مثل سرزنش کردن فرد مالباخته است بدلیل(؟)مرتب و شیک بودن ظاهراست!

  • آزار خیابانی 15 سپتامبر 2007 11:44, بوسيله ى حمیدرضا

    احساس میکنم که مغزم اکسیژن کم می آورد وقتی اینگونه موارد را میخوانم. اینروزها خیلی این اتفاق میافتد. وای بر جاهلیتی که بر عقل سوار شده است

    در سايت ببينيد : شکر

  • آزار خیابانی 3 اكتبر 2007 12:02, بوسيله ى شقایق

    سلام... نوشتهاتو خوندم. باید بگم من هم مثل تو رنج میکشم ولی دارم سعی میکنم مبارزه کنم. با اجازت من ادت کردم تو لینکدون وبلاگم تا همه دوستان هم بخونن کاراتو.

    در سايت ببينيد : سلام

  • آزار خیابانی 3 اكتبر 2007 23:46, بوسيله ى نوید

    کم آوردم همین.

  • آزار خیابانی 1 نوامبر 2007 14:12

    سلام به نظر من باید به این خانومهای بد حجاب محل نگذاشت . مثل معروف : سزای گران فروش نخریدنه>

  • آزار خیابانی 25 نوامبر 2007 16:57, بوسيله ى م.م

    وقتی به جامعه خودمان فکر می کنم وخجالت زده از خومان به اینده بدتر از این فکر می کنم که در انتظار ماست.زندگی به ان سختی نیست اما نه زمانی که همه در عطشی می سوزند که همه ما از ان خبر داریم چیزی که از کودکی به 90%ما میگویند گناه است وبعد ها خود متوجه می شویم این نه تنها گناه نیست بلکه یک غریزه انسانی وطبیعی است وبا عطشی غیر قابل وصفی به دنبالش می گردیم .

  • آزار خیابانی 21 ژانويه 2008 17:46